بازخورد گرفتن ساده به نظر میرسد، اما اگر سؤال اشتباه بپرسیم جوابهایی میگیریم که بیشتر برای دلگرمی خوباند تا تصمیمگیری. «به نظرت خوبه؟» معمولاً جواب «آره، جالبه» تولید میکند و چیز زیادی درباره محصول نمیگوید.
بهجای نظر کلی، درباره تجربه مشخص بپرس
کجای کار گیجکننده بود؟ برای انجام این کار انتظار داشتی چه اتفاقی بیفتد؟ اگر این قابلیت نبود چه میکردی؟ آیا حاضر بودی دوباره از محصول استفاده کنی؟ سؤالهایی که به رفتار و انتخاب واقعی نزدیکاند اطلاعات خیلی بیشتری میدهند.
تعریف را با تقاضا اشتباه نگیر
اینکه کسی از ظاهر محصول تعریف کند به معنی نیاز داشتن به آن نیست. بازخورد مهمتر جایی است که کاربر حاضر باشد برای ادامه استفاده زمان بگذارد، اطلاعات وارد کند، همکارش را دعوت کند یا حتی پول پرداخت کند.
بازخوردهای تکرارشونده را جدیتر بگیر
یک نظر عجیب میتواند فقط سلیقه یک نفر باشد. وقتی چند کاربر مستقل در یک نقطه گیر میکنند یا یک خواسته را با زبانهای مختلف تکرار میکنند، آنجا احتمالاً چیزی در تجربه یا پیام محصول نیاز به اصلاح دارد.
همه بازخوردها را اجرا نکن
کاربر بهترین منبع برای فهم مشکل است، اما همیشه بهترین طراح راهحل نیست. اول ریشه بازخورد را پیدا کن؛ بعد تصمیم بگیر چه تغییری با جهت محصول همخوان است.