قیمتگذاری در شروع سخت است چون هنوز داده زیادی نداری. اگر خیلی پایین شروع کنی ممکن است ارزش محصول را کم نشان بدهی و اگر خیلی بالا بروی شاید فرصت یادگیری را از دست بدهی. بنابراین بهتر است قیمت اولیه را یک فرضیه ببینی، نه حکم نهایی.
ارزش را قبل از هزینه ببین
هزینه ساخت معیار خوبی برای قیمت نیست. مهمتر این است که محصول چقدر زمان، پول، ریسک یا دردسر برای مشتری کم میکند. مشتری برای ساعتهای برنامهنویسی تو پول نمیدهد؛ برای تغییری که در کارش ایجاد میشود پول میدهد.
همه مشتریها را یکی نبین
یک ابزار ممکن است برای فریلنسر ارزش محدودی داشته باشد اما برای یک تیم دهنفره هزینه واقعی را کم کند. اگر ارزش بین گروهها فرق دارد، بستهها و محدودیتهای هر پلن هم میتوانند فرق داشته باشند.
با انتخابهای ساده شروع کن
در بسیاری از محصولات، یک پلن ورودی، یک پلن اصلی و یک گزینه حرفهای برای شروع کافی است. پیچیدگی زیاد در قیمتگذاری، مخصوصاً وقتی داده نداری، فقط فهم رفتار مشتری را سختتر میکند.
قیمت را با شواهد اصلاح کن
اعتراضها، نرخ تبدیل و نوع مشتریانی که میخرند را ثبت کن. تخفیف میتواند برای آزمایش مفید باشد، اما نباید تنها دلیل خرید شود. قیمت باید با داده واقعی بهتر شود، نه با اضطراب قبل از هر فروش.